سلامی نو به همه ی دوستان عزیزی که مرا هرچند طاقت فرسا همدم بودند!
تبریک میگم نوروز رو به همه ی شما و آرزو می کنم که نو دل و دل شاد باشین همیشه،
به امید اینکه خدا راه همه ی مارو در رسیدن به خودش هموار کنه!
سپاس

این روزها را میخندم!
این روزها را نو می شوم!
چرا که من در این برهه ی خاموش زمان،
قدحی ساخته ام بهر دلاوز ترین شعر جهان!
آری، دوستت دارم را میگویم!
من نیز، دوستت دارم را دلاویز ترین شعر جهان یافته ام
نو می شوم این روزها را!
حوض چشمانم را آب می کشم
آشوب موهایم را نظم میدهم
تاریک سینه ام را چراغ خواهم افروخت
و سکوت زبانم را کل خواهم زد
این روزها را نو می شوم!
هرچه پرده آویخته ام، کنار خواهم زد
آسمانم را نو میکنم
ستاره ای دیگر بر می گزینم
این روزها را دوباره زنده می شوم
سر از خاک در می آورم چون بنفشه
دست به خاک میبرم چون باغبان
چشم به دست ها می دوزم برای عیدی
دست از چشم ها بر می دارم برای دوباره دیدن
چرک اندامم را آب میکشم
پاک می شوم این روزها را!
پاک حضورت را سجده خواهم کرد
و سجده ی آفتاب گردان را خواهم ایستاد
زلال خیالت را نفس میکشم این روز ها
عطر نفس هایت را به خاطر خواهم سپرد
با دستانت خانه تکانی می کنم دل را
دل را در انتظار آمدنت خالی میکنم!
پاک پاک!
زلال زلال!
خالی!
این روزها را به امید آمدنت نو میشوم!
محمدرضادهقان